مرتبط با :
موضوع هدفمند کردن یارانهها به خصوص در بخش صنعت باعث ابراز نگرانی بسیاری از فعالان این صنعت شده، البته این طرح موافقان بسیاری نیز دارد که اجرای طرح را عامل موفقیت یا ناکامی چنین طرحی عنوان ميکنند.
در کل طرح هدفمند شدن یارانهها در کوتاهمدت موجب تشویش جو روانی بازارها، در میان مدت باعث افزایش هزینه تولید و در بلندمدت نیز در صورت اجرای صحیح به واقعی شدن شرایط و بهبود ابزارها و سازوکارها خواهد انجامید. این طرح که قرار است تا پایان برنامه پنجم توسعه تماما به مرحله اجرا برسد دارای ابعاد پیچیده و متفاوتی است. نکتهای که در این بین خودنمایی ميکند عدم وجود اطلاعات کمی و کیفی از شرایط کلی و جزئی این طرح همچنین تاثیر آن بر بخشهای مختلف بالاخص تولید و تورم است. با توجه به این شرایط، غالب اظهارنظرها بر اساس حدس و گمان خواهد بود، زیرا این طرح تا تصویب نهایی راه بسیاری را در پیش دارد. با توجه به شرایط فعلی و جو راکد و متشنج بازار غالب گمانهزنیها به تشنج بیشتر اوضاع خواهد انجامید، زیرا با توجه به عدم شفافیت جزئیات این طرح هرگونه تحلیل منطقی در شرایط فعلی غیر ممکن خواهد بود. نکتهای که در این خصوص در بسیاری از منابع نقل شده پیشنهاد معافیت صنایع بزرگ و معادن از این طرح بود که انعکاس این خبر از وسعت ناچیزی برخورداربود. در خصوص تقسیمبندی براساس تاثیر بر بازارها با محوریت تولید میتوان از دو بخش متفاوت نام برد. بخش اول که تاثیر تغییر قیمت مواد اولیه، سوخت و هزینههاي مستقیم تولید است و بخش دیگر که تاثیر سایر بخشها از جمله افزایش قیمت مواد خوراکی بالاخص آرد و نان، دارو و... که به عبارت بهتر افزایش تورم و همچنین افزایش دستمزد نیروی کار خواهد بود. با توجه به ارزان بودن انرژی در کشور و عدم بهینهسازی صنایع در طول زمان همچنین بالا بودن مصرف انرژی در صنایع داخلی بهبود شرایط با محوریت کاهش مصرف انرژی در شرایط فعلی و بالاخص برای آینده رویکردی غیرقابل اجتناب بوده و با توجه به نوسان شدید قیمت نفت، مواد اولیه و دیگر حاملهای انرژی این مطلب شاید هماکنون نیز دیر شده باشد. با توجه به شرایط ایران بهعنوان یک صادرکننده انرژی در جهان اهمیت صادرات حاملهای انرژی بیش از پیش نمایان خواهد شد. افزایش 50درصدی هزینه تولید در ایران صنعت فولاد در کنار سیمان یکی از پر انرژی برترین صنایع بالاخص در داخل کشور است. ذوبآهن اصفهان، فولاد مبارکه، فولاد خوزستان و... قطبهاي تولید فولاد در داخل کشور بوده که با توجه به ابلاغ و اجرای سیاستهای ذیل اصل 44 قانون اساسی درصدی از سهام این صنایع به بخش خصوصی واگذار شده و خواهد شد. متاسفانه به گواهی بسیاری از کارشناسان این حوزه این صنایع توان رقابت با سایر تولیدکنندگان جهان با قیمتها و شرایط رقابتی در مقیاس جهانی را دارا نیستند و بر اساس برخی گمانهزنیها هزینه تولید در صنایع فلزی از جمله صنعت فولاد 30 تا 50% بالاتر از دیگر کشورها است. نکته دیگر در این خصوص که هزینه حاملهای انرژی از جمله برق و گاز را افزایش ميدهد قطع آنها در شرایط خاص بوده که در کل به بالارفتن هزینه این موارد ميانجامد. در مقام مقایسه در کشور آلمان از سال 2000 تا 2006 چیزی نزدیک به 7285میلیون یورو سرمایهگذاری در خصوص بهینهسازی و اجرایی کردن دستاوردهای تحقیقاتی در مقیاس صنعتی بدون افزایش ظرفیت صورت گرفته است. نکته دیگر، کشور چین بهعنوان بزرگترین فولادساز جهانی با دومین مصرف انرژی در جهان با 14درصد مصرف انرژی تنها 8درصد انرژی را در بخش فولاد مصرف میکند. رویدادی که در نقاط مختلف در تولید فولاد از اهمیت بسزایی برخوردار است سیالیت شرایط تولید و هزینههاي آن با قیمت مواد اولیه و حاملهای انرژی است. در این خصوص میتوان گفت که هزینه تولید فولاد برآیندی از قیمتهای کک متالورژی یا زغال کک شو، گاز طبیعی، الکتریسیته، آهن قراضه، سنگآهن و کنسانتره آن، همچنین دستمزد یا تورم در مقیاس جهانی، حمل و نقل یا نفت و نهایتا سایر هزینههاي جانبی تولید خواهد بود. با توجه به تاثیر قیمت نفت در فرآیند تولید غالب مواد و انرژیهاي فوق، تاثیر این پارامتر در هزینه تولید این کالای انرژی بر بیش از دیگر بخشها ملموس است. در عرف تجارت فولاد جهانی و در شرایط طبیعی اقتصاد، ارزش هر تن بیلت یا شمش فولاد چیزی نزدیک به قیمت 8 بشکه نفت است. در خصوص تولید فولاد مهمترین بخش شیوههاي متفاوت آن خواهد بود. برای تولید فولاد از سنگ آهن غالب تولید فولاد از دو شیوه احیاي غیر مستقیم یا کوره بلند که فراگیرتر و احیاي مستقیم که تاثیر زیست محیطی مخرب کمتری دارد استفاده میشود. هماکنون نزدیک به 60درصد فولاد خام تولیدی در جهان از کوره بلند و نزدیک به 7درصد از احیاي مستقیم استفاده شده که رایجترین شیوه آن میدرکس است استفاده میشود. با توجه به موارد فوق، طرح یکسانسازی ارزش سوخت در وهله اول بر گاز طبیعی، برق، آب و همچنین هزینههاي جانبی و نیروی کار و حملونقل موثر خواهد بود. اگر به روند تولید فولاد در فرآیندهای مختلف توجه کنیم تاثیر بیشتر این طرح بر فولاد مبارکه در برابر ذوبآهن اصفهان خواهد بود، زیرا از حاملهای انرژی بیشتری تحت این طرح استفاده میکند. این مطلب که نیاز به بررسی بیشتری دارد در کوتاهمدت و تاثیر اولیه آن بیشتر به جو روانی و پذیرش جامعه برای افزایش قیمتها منتهی گشته که با احتساب افزایش هزینه حمل و نقل بین 5 تا 10درصد به افزایش قیمتها منتهی خواهدشد. در میان مدت و تاثیر فازهای واقعی بر هزینه تولید و با احتساب 20 تا 25درصد افزایش قیمت حاملهای انرژی و حجم نزدیک به 30درصد از قیمت تمام شده برای سوخت و همچنین افزایش 30 تا 35درصد هزینه حملونقل و تاثیر 5 تا 10% هزینه حمل و نقل بر قیمت تمام شده باید منتظر افزایش 6 تا 5/7درصد برای افزایش قیمت سوخت به صورت مستقیم و 5/1 تا 5/3درصد برای افزایش هزینه حمل و نقل خواهیم بود. نهایتا جمعا بین 5/7درصد تا 11درصد افزایش قیمت تمام شده بهصورت مستقیم و حداکثر 5درصد بهصورت غیرمستقیم خواهیم بود. برآیند این شرایط افزایش بین 5/12 تا 16درصد هزینه تولید خواهد بود. این در شرایطی است که افزایش هزینههاي تولید و معامله سنگآهن و کک لحاظ نگردد که در صورت افزایش هزینه کنسانتره و سنگ آهن دانهبندی شده که تقریبا غالب آن از منابع داخلی تامین میگردد چیزی نزدیک به 2 تا 5درصد دیگر نیز به این حجم افزایش، افزوده خواهد شد. محاسبه موارد فوق افزایشی حداکثر 21درصد را برای 6 تا 9 ماه آینده حکایت میکند. نکته پایانی در این بین احتمال شک شدید به تولیدکنندگان در شرایط فوق الذکر خواهد بود که در صورت عدم حمایت دولت از این واحدها بوسیله حمایتهای تعرفهای، سیاستهای پولی – مالی، حمایت واقعی از بخش تولید، منطقی شدن نرخ ارز و... واردکنندگان خارجی به سرعت فضای خالی را پر کرده و این شرایط تنها به سود تولیدکنندگان خارجی خواهد بود. این رویداد کاملا با اهداف این طرح در تضاد است که اهمیت جامع نگری طرح تحول اقتصادی در این خصوص را بیشتر روشن ميکند.

|